احوالات این روزای گل پسری
سلام و درود به دوستان مهربان راستش این روزا اصلا حال و هوای نوشتن ندارم مشغله ی کاری و ذهنی تا دلتون بخواد فراوون و دیگه توانی نمیمونه برای کارهای دیگه. از سختی محل کار هم که بماند و قابل توصیف نیست. قند عسل مامان یه دونه پسر مامان پسرکمان هم خدارو شکر حسابی مشغوله برای خودش و شکر خدا هر روز بزرگتر می شود و به دامنه ی لغاتش هم اضافه. در این ماه نه از سفر خبری بود و نه تفریح و گشت و گذار برای همین آراد تا میتونست به پارک های اطراف محل سر زد و بازی و شیطنت و ..... تقریبا سه هفته پیش هم براش دوچرخه خریدیم «آخه هر جا که بچه ای رو میدید سوار بر دوچرخه خودشو میرسو...






